پایان نامه رایگان درمورد
امام صادق، پرستش عاشقانه، عالم ماده پایان نامه ها

شود” (مجلسی،1403،93/30). چه آن که حقیقت عبادت، همان خضوع و تذلل به درگاه خالق یگانه است، به فراوانی در دعا حاصل می شود، به همین جهت در آیه کریمه: “وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی” (الغافر/60) عبادت به دعا تعبیر شده است. زراره از امام محمد باقر نقل کرده که ایشان فرمودند: منظور از عبادت در آیه “إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ” همان دعاست و برترین عبادت دعاست. (ابن فهد حلی،1407،ص39-40وحرعاملی،1391،4/1083). و هم چنین امام سجاد به تناسب همین آیه شریفه به حضور خداوند عرضه می دارد: “فسمیت دعاءک عباده و ترکه استکبارا و توعدت علی ترکه دخول جهنم داخرین” یعنی: پس دعا [درخواست از خود] را عبادت و بندگی و به جا نیاوردن آن را سرکشی نامیده و بر ترک و به جا نیاوردن آن به آمدن در دوزخ با ذلت و خواری تهدید نموده و ترسانیده ای. (صحیفه کامله سجادیه،ص300). عبدالله بن میمون القداح از امام صادق نقل کرده که وی فرمود: “اجابت در پناهگاه دعا مانند باران در میان ابرها مخفی است” (حرعاملی،1391،ص1085). امام رضا از پدران بزرگوارش نقل می کند که پیامبر اکرم فرمود: “دعا سلاح مومن و ستون دین و نور آسمان ها و زمین است” (مجلسی،1403 ،93/288). امام صادق از رسول خدا نقل می کند که وی فرمود: “آیا شما را به سلاحی که از دشمنانتان نجات بخشد و روزیتان را فراوان گرداند راهنمایی نکنم ؟ عرض کردند: چرا، فرمود: شب و روز خدا را بخوانید که دعا سلاح مومن است”. میسر بن عبدالعزیز از امام صادق نقل می کند که حضرت به من فرمود: “ای میسر دعا کن و مگو که کار گذشته است و آنچه مقدر شده همان شود و (دعا اثری ندارد)، همانا نزد خدای عزوجل منزلت و مقامی است که بدان نتوان رسید جز به درخواست و مسالت، و اگر بنده ای دهان خود بندد و درخواست نکند چیزی به او داده نشود، پس درخواست کن تا به تو داده شود، ای میسر هیچ دری نیست که کوبیده شود جز این که امید آن رود که به روی کوبنده باز شود”.(کلینی،1365،4/211و ابن فهد حلی،1407،ص29). سوره بن کلیب از امام صادق روایت می کند که فرمود: رسول خدا فرموده است: “خداوند عزیز و بزرگ می فرماید: هرکس از من بخواهد و سود و زیان را منحصر به دست من بداند حاجتش را بر می آورم”. (قمی،1366،ص340).
یکی از آداب مشترک انبیاء مساله تضرع و ابتهال است که به عنوان یک اصل حاکم در زندگی همه آنان مطرح بوده است. پیامبران در همه حال با دعا ارتباط داشته اند و در انواع خطر تکیه گاهشان خدای سبحان بوده است و از او مدد می گرفته اند، پیامبر ما نیز به عنوان اولین و برترین شخصیت مکتب، به شدت اهل نیاز بودند و می دانیم که تمام قرآن بر وی نازل گردیده و کسی در بین مسلمانان از اولین و آخرین در ایمان به خداوند و عمل به ارکان و احکام قرآن به پای او نمی رسد، آن بزرگوار نه تنها در هنگام روز با تمامی احوال و اعمال و با همه حرکات و سکناتش خدا را می خوانده است که شب هنگام نیز موظف بوده علی رغم تمام خستگی ها و رنج‌های روزانه ساعاتی را به ذکر و دعا و نیایش خدا اختصاص دهد. (المزمل/1-8).
2-10- اقسام دعا:
1- دعای تکوینی: دعای تکوینی یعنی اینکه همه موجودات به زبان طبیعت و هستی خویش که جز فقر ذاتی نیست، از خدای هستی بخش یاری می جویند و طلب حاجت می کنند.و در عالم هستی هر موجودی اعم از جاندار و بی جان به میزان استعداد و ظرفیت خود؛هر لحظه از خدا طلب فیض می کند. خداوند در قرآن می فرماید: “یَسْأَلُهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ (الرحمن29)؛هر که در آسمانها و زمین است از او درخواست مى‏کند هر زمان او در کارى است”. آیه شریفه به این حقیقت اشاره دارد که تمام موجودات به زبان حال و با هستی خود خدا را می خوانند و نیازهای خود را از او مسئلت می کنند و منظور از درخواست و سؤال تمامی آسمانیان و زمینیان؛درخواست به زبان نیست بلکه درخواست به زبان فقر و احتیاج است که این احتیاج و نیاز؛خود زبان حال است و معلوم است که موجودات آسمان و زمین با تمامی وجودشان محتاج خدا هستند و هستی و بقاء آنان وابسته به وجود بی نیاز اوست؛همان طور که قرآن می فرماید “أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ (الفاطر/15)؛شما به خدا نیازمندید و خداست که بى‏نیاز ستوده است “. سراپای وجود موجودات حاجت و نیاز است و هرچه را به مقدار ظرفیت و استعداد وجودی خود بخواهند؛خداوند به آنها عطا می کند و از منبع بی کران فیضش به آنها می بخشد. قرآن کریم در سوره ابراهیم می فرماید: “وَآتَاکُم مِّن کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ (ابراهیم34) و از هر چه از او خواستید به شما عطا کرد”. بنابراین منظور از سؤال؛درخواست تکوینی است که موجودات به زبان حاجت؛آن را ابراز می دارند.
2-دعای تشریعی: این قسم از دعا و درخواست مخصوص موجودات با اراده و مختار است که هر کدام طبق درجه معرفت از قدرت مافوق الهی مطالباتی دارند ولی متاسفانه انسان ها غالبا بر اثر فاصله گرفتن از تعلیمات پیامبران به غیر خدا پناه می برند و غیر خدا را می خوانند:” وَیَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنفَعُهُمْ (یونس/ 18)؛و به جاى خدا چیزهایى را مى‏پرستند که نه به آنان زیان مى‏رساند و نه به آنان سود مى‏دهد”.
در مورد تشریع دعا و دعوت به آن خداوند در قرآن مجید می فرماید:” ادْعُواْ رَبَّکُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْیَهً (الاعراف/55)؛پروردگار خود را به زارى و نهان
ى بخوانید”. “إِنَّ رَبَّکُمُ اللّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ… لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ (الاعراف/55)؛در حقیقت پروردگار شما آن خدایى است که آسمانها و زمین را… آگاه باش که [عالم] خلق و امر از آن اوست”. این آیه توحید و ربوبیت خدا را از راه وحدت خالقیت اثبات می فرماید و خلقت و فرمان را از آن او می داند و ذکر آیه (الاعراف/55) بعد از آن به منزله نتیجه گیری از آیه قبل است که می فرماید: وقتی خداوند متعال در مسئله خلقت و تدبیر عالم؛شریکی نداشت و ملک جهان هستی و فرمان به دست او بود پس هر بنده ای لازم است فقط او را بخواند و بندگی کند و خدایی را عبادت کند که خلقت، یعنی ایجاد ذات موجودات و امر،یعنی تقدیر آثار و نظام جاری در موجودات به دست اوست. ضمنا آیه فوق می فرماید: یکی از آداب دعا، تضرع وزاری و خواندن خدا با آهستگی و در حالت پنهانی است و خودداری از دادو فریاد و سرو صدای زیاد، در استجابت دعا موثر است. آیه دوم در مقام تشریع و دعوت به دعا می فرماید: “وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِیبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِینَ؛ (الاعراف/56) و با بیم و امید او را بخوانید که رحمت ‏خدا به نیکوکاران نزدیک است”. در این آیه ضمن تشریع و امر به دعا دستور می دهد که دعا و عبادت شما از دو جنبه خوف و طمع برخوردار باشد و مانند بت پرستان نباشید که عبادت و دعایشان یا فقط از روی امید و طمع به دنیاست و یا به خاطر خوف و ترس که بتها را از ترس و برای محفوظ ماندن از شر آنها می پرستیدند و یا به طمع و امید خیرات و برکات، در برابرشان خضوع می کردند که این دو از آفات دعا هستند، زیرا دعا و عبادت از روی امید بدون خوف، به غرور منتهی می شود و انسان را از حالت بندگی خارج می کند.همانطور که عبادت از روی ترس بدون امید تا وقتی استمرار می یابد که خوف و ترس از معبود در کار باشد و در غیر این صورت آدمی را به دعا و عبادت وانمی دارد. بنابراین تضرع،زاری،افتادگی و دعای پنهانی و اعتدال در دعا و عبادت ازجهت خوف و رجاء، نیکوکاری و از آداب دعا و بندگی است و باعث می شود رحمت خدا به انسان نزدیک شود.” إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِیبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِینَ ؛به تحقیق که رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است”. زیرا که عمل نیک دارند و دعا را به خوبی و نیکی انجام می دهند. امام صادق می فرماید: ” یا میسر ادع الله و لا تقل ان الامر قد فرغ منه ان عندالله عزوجل منزله لا تنال الا بمسئله و لو ان عبدا سد فاه و لم یسئل لم یعط شیئا فسئل تعط یا میسر انه لیس من باب یقرع الا یوشک ان یفتح لصاحبه”(کلینی،1365،2/467). میسر بن عبدالعزیز می گوید: امام صادق به من فرمود: ای میسر ! خدا را بخوان و نگو امر و کار خدا تمام شده است زیرا در نزد خدا منزلتی است که به آن رسیده نمی شود مگر به درخواست و دعا و اگر بنده ای دهان خود را از دعا ببندد و درخواست نکندچیزی را عطا نمی شود، پس مسئلت کن تا داده شوی.ای میسر هیچ دری کوبیده نمی شود مگر اینکه امید است به روی صاحبش باز شود.
2-11- دعا یک امر فطری
دعا که همان خواندن و توجه به خداوند و استمداد از رحمت اوست، در هر مخلوقی بالطبع است، چه انسان و چه دیگر موجودات خود را مقهور پروردگار و محتاج به او می بینند. “یَسْأَلُهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ (الرحمن/29)؛هر که در آسمانها و زمین است از او درخواست مى‏کند هر زمان او در کارى است”. پس همان طور که نیاز ذاتی بندگان است، دعا هم فطری و جبلی است و در مشکلات و گرفتاری هایی که برایش پیش می آید قهرا از مبدایی که رشته وجودش به آن پیوسته است، استمداد می کند، مخصوصا این حالت توجه و تضرع و سؤال در هنگام درماندگی خوب نمایان می شود. “اَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَّا تَذَکَّرُونَ (النمل /62)؛یا [کیست] آن کس که درمانده را چون وى را بخواند اجابت مى‏کند و گرفتارى را برطرف مى‏گرداند و شما را جانشینان این زمین قرار مى‏دهد آیا معبودى با خداست چه کم پند مى‏پذیرید”. در چنین حالی شخص بدون یادگیری و تعلیم،خدا را می خواند که دعایش حقیقی بوده و باشد که به اجابت نیز برسد و این نشانگر فطری بودن دعا و راز و نیاز با خداست. استاد شهید مطهری در این باره می نویسد: “میل به دعا و التجاء به خدای نادیده مثل سایر میل ها به عبث در وجود انسان گذاشته نشده و همه میل ها روی احتیاج و برای رفع آن گذاشته شده است انسان در دو حال ممکن است خدا را بخواند: یکی در وقتی که اسباب و علل از او منقطع شود و دچار سختی و اضطراب گردد، یکی در وقتی که روح خودش اوج بگیرد و خود، خویشتن را از اسباب و علل منقطع کند. در حال اضطراب و انقطاع اسباب انسان خود به خود به طرف خدا می رود و احتیاج به دعوت ندارد و البته این کمال برای نفس انسان نیست، کمال نفس در این است که خودش خود را منقطع سازد و اوج بگیرد”. (مطهری، 1358، ص288-289).
آری، در آن هنگام که انسان نیاز و فقر وجودی خود را که همانا واقعیت مخلوق است، درک کرده و دست به استغاثه و استمداد به سوی منبع لایزال الهی وجود و حیات دراز می کند، در واقع از زمین به آسمان عروج کرده و از ظلمتکده و تنگنای عالم ماده به عالمی سراسر نور تحول می یابد و در اوج این حال آن چنان با محبوب اصیل و جمیل علی الاطلاق انس گرفته که دست از جمیع آن چه که تاکنون آن را حاجت می پنداشت و برای نیل به آن دست به دعا برمی داشت، می شوید. در این حال دعا پیش از آن که
طلب باشد، مطلوب است و به جای اینکه مقدمه باشد، نتیجه و غایت است و در همان حال که درخواست است در بعد دیگرش تجلی عشق است که رابطه انسان را با خالق کارساز او قوی خواهد کرد. کارل الکسیس در توصیفی که از نیایش کرده، ارتباط آن را با روان و فطرت انسان چنین یادآور می شود: “نیایش اصولا کشش روح است به سوی کانون غیر مادی جهان، به طور معمول نیایش عبارت است از تضرع، ناله مضطربانه و طلب یاری و استعانت و گاهی یک حالت کشف و شهود روشن و آرام درونی و مستمر و دورتر از اقلیم همه محسوسات. نیایش پرواز روح است به سوی خدا و یا حالت پرستش عاشقانه ای است نسبت به آن مبدایی که معجزه حیات از او سرزده است و بالاخره نیایش نمودار کشش انسان است برای ارتباط با آن وجود نامرئی، آفریدگار همه هستی، عقل کل، قدرت مطلق، خیر مطلق، پدر و منجی هر یک از ما،


دیدگاهتان را بنویسید