پایان نامه ارشد درباره
طواف نساء، پیامبر (ص)، امام صادق پایان نامه ها

اعمال مفرده.شیعه معتقد است که حلیت جماع با همسر برای حاجی تنها پس از انجام طواف نساء مشروع و ممکن است (طوسی،1407،ج2: 348). پس هرگاه حاجی این طواف را ترک کند، اگر مرد باشد زنان بر او حرامند و اگر زن باشد مرد بر او حرام است، تا آن طواف را بهجا آورد و یا کسی که نایب او شده از طرفش طواف کند، و اگر قبل از ادای این طواف بمیرد، ولیّ او باید پس از فوت برایش نایب بگیرد. حتی گفتهاند: اگر طفل مُمَیِّز8 حج کند و طواف نساء را چه سهواً، یا ندانسته بهجا نیاورد، بعد از بلوغ، زنان بر او حرامند و عقد آنها نیز ممنوع است تا خودش یا نایبش بهجا آورد. مطابق با روایات شیعی،‌ مسئلهی طواف نساء، حتی در حج حضرت آدم (ع) و حضرت نوح (ع) نیز وجود داشته است (کلینی،1407: 190 – 101 و 212).
امّا در فقه اهل سنت، اساسا سخنی از طواف نساء‌ به میان نیامده است و در مقابل از طواف قدوم (ورود)، طواف افاضه (طواف حج، زیارت) و طواف وداع بحث شده است (نووی،بیتا،ج9). که طبق اعتقاد آنان، بعد از تمام شدن «طواف افاضه»، هر چیزی که بر حاجی حرام بود، حلال میشود حتی مباشرت با زنان. خلاصه اینکه؛ شیعه بر کسی که حج میگزارد سه طواف را واجب می داند: اول طواف عمره که رکن عمره است، دوم طواف حج که رکن حج است، سوم طواف نساء و آن جز واجب است، ولی رکن نیست و مانند سورهی فاتحه نسبت به نماز است. اهل سنت در تمام اینها موافق شیعه میباشند، مگر طواف نساء که منکرند (مغنیه،1369: 174-176)
بنابراین؛ اختلاف در حکم امام صادق و امام کاظم (علیهما السلام) به شرایط زمانی این دو بزرگواربرمیگردد؛ زیرا در آن زمان مکاتب و مذاهب بسیاری وجود داشت که آنها به ناچار باید برای هر مذهبی با توجه به باورهایشان حکم صادر میکردند و در این دو روایت، امام صادق (ع) حکمی را که با فقه شیعه ناسازگار است از روی تقیه فتوا دادند؛ چرا کهامام صادق(ع) در حدیث دیگری در این زمینه می‌فرماید: «لَوْ لَا مَا مَنَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى النَّاسِ مِنْ طَوَافِ النِّسَاءِ لَرَجَعَ الرَّجُلُ إِلَى أَهْلِهِ وَ لَیْسَ یَحِلُّ لَهُ أَهْلُه؛ اگر خداوند متعال بر مردم منّت نگذاشته بود و طواف نساء را بر آنان واجب نکرده بود، هر مردی که از حج به سوی همسرش بر می‌گشت، همسرش بر او حلال نبود» (کلینی،1407،ج4: 514). ‏
3-2-2-1-4- 10- حج پیامبر (ص)
وی، روایاتی را در باب حج پیامبر(ص) نقل میکند. در روایتی تعداد شتران نحر شده توسط پیامبر(ص) و امام علی(ع)، به ترتیبچنین آمده است: «فَنَحَرَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) سِتَّهً وَ سِتِّینَ وَ نَحَرَ عَلِیٌّ (ع) أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِینَ بَدَنَه» (مجلسی،1386،ج17: 110). ولی در روایت دیگر باب آمده است: «فَأَشْرَکَهُ فِی الْهَدْیِ وَ جَعَلَ لَهُ سَبْعاً وَ ثَلَاثِینَ وَ نَحَرَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) ثَلَاثاً وَ سِتِّینَ فَنَحَرَهَا بِیَدِه‏» (همان: 116).
با توجّه به احادیث فوق، پیامبر (ص) در حجّ خود صد شتر به همراه داشتند تا در منا قربانی کنند. همچنین ایشان امام علی (ع) را در قربانی خود شریک ساختند. حال در روایت نخست برای امام علی (ع) «سی و چهار»شتر و در روایت دوم «سی و هفت» شتر قرار داده شد و برای پیامبر در روایتی «شصت و شش» و در روایت دیگری آمده که ایشان «شصت و سه» شتر قربانی کردند.
با توجه به آنچه از تاریخ زندگی پیامبر (ص) به ما رسیده است، ایشان چندین حجّ عمره (قبل از هجرت به مدینه) و یک حجّ تمتع (در سال دهم بعد از هجرت) کهبه «حجه الوداع»9 مشهور است انجام دادهاند.تا پیش از سفر حجه الوداع، دستور حج تمتع نیامده بود و حج را به صورت «قران» و «افراد» بهجا مى‌‏آوردند؛ بر این اساس پیامبر اکرم(ص) براى‏ کسانى که قربانى نیاورده بودند دستور دادند که از احرام بیرون روند و این دستورى الهى بود که به واسطهی نزول آیهی: «وَأَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَهَ لِلّهِ؛ (بقره/ 196) و براى خدا حج و عمره را به پایان رسانید» پیغمبر(ص) را بدان امر فرمود. سید ندوی در کتاب السیره النبویه میگوید: پیامبر (ص) در کشتارگاه منا شصت و سه شتر را با دست خود نحر (ذبح مخصوص شتر) کرد. این تعداد به اندازه سال‌های عمر ایشان بود؛ سپس به علی دستور داد تا باقیماندهی صد شتر را ذبح نماید، بعد از آن حلاقی طلبید تا موهای سرش را بتراش


پاسخی بگذارید