اگه روزی بخوام دستگاه تصفیه هوا رو به کسی هدیه دهم اونو به کسی میدم که هر روز مجبوره کمه کم یک ساعت رو در ترافیک شهر تهران بمونه.

کسی که در ساعات ۷ تا ۸ صبح مجبوره در BRT یا مترو همراه با سیل جمعیت بمونه و ایستگاها رو یکی پس از دیگری بگذراند و منتظر فرصتی باشه تا درب مترو واسه لحظاتی باز شه تا هوا جریان داشه باشه اما چند نفر دیگر هم با فشار آوردن وارد قطار شده و امید رو از اون می گیرن.

دستگاه تصفیه هوا رو بهتره به کسی هدیه کنم که هر روز بعد از گذر از میدون انقلاب از شدت آلودگی و دود و دم مجبوره قرص سردرد مصرف کنه تا مرهمی باشه بر بی تدبیری مسئولین و مدیران و آرامش بده رنج آلودگی هوا رو.

هدیه دستگاه تصفیه هوا به یک ریه قربونی آموزشی

دستگاه تصفیه هوا باید در منزلی باشه که وقتی گردگیری می شه فردای اون روز دوباره همون میزان خاک روی اون سطح می شینه.

این دستگاه شاید بتونه کیفیت هوای خونه رو به حد استاندارد نزدیک کنه.

بهتره این دستگاه رو به کسی هدیه کنم که وقتی در روز، ساعات طولانی رو در خیابونای آلوده شهر می گذرونه بعد از بازگشتن به منزل به این دستگاه تصفیه کننده هوا امید داشته باشه تا بتونه کمی از خجالت ریه هاش در بیاد.

امید!

امید چه واژه غریبیه این روزا؛ واسه خیلی از مسائل،

واسه خیلی از موارد تو تهران، به ویژه آلودگی هوا

امید به هوای پاک

امید به مدیریت بحران

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   به چه دلیل باید کمه کم دو تخصص کاری داشته باشیم؟

امید به رفع آلودگی هوای تهران

اما دریغ از حمیت و انگیزه واسه رفع و برطرف نمودن آلودگی هوا

به جای اینکه در این شهر شاهد زیباییای مختلف باشیم در هر نقطه ای آلودگی هوا زیبایی رو از شهر گرفته و در حد توان خود اونو بیریخت ساختهه.

در این شرایط و در این شهر شلوغ، در این شهر همیشه آلوده، در این شهر پر ادعا و بی رحم هوای مناسب در منزل می تونه مایه دلگرمی باشه.

با این اوصاف و دلایل و عرایض، فردی رو می شناسم که بهتره دستگاه تصفیه هوا رو بهش هدیه کنم.

کسی که هر روز با اون به خیابونای آلوده شهر قدم میگذارم و همراه اون در کنار مردم وای میستم و با هم به نظاره آلودگی هوا می پردازیم.

اون شخص خودم هستم!

بله اینجا نه جای ادعای بی اساسه و نه جای دل سوزی بالاتر از حد

دستگاه تصفیه هوا واسه هر فرد تهرانی لازمه. چراکه ما تو تهران نفس نمی کشیم تا زندگی کنیم و از اون لذت ببریم، بلکه نفس میکشیم تا زنده بمونیم اما در آخر نفس کشیدن از همین هوا ما رو به شکلای مختلف و اقسام بیماریا دچار می کنن.

به ویژه افرادی که هر روز به مکانای پر رفت و اومد و آلوده شهر مراجعه می کنن و من هم یکی از این افراد.

همونطور که “چراغی که به خونه رواست، به مسجد حرامه” ، “دستگاه تصفیه کننده ای که به خونه رواست، به مسجد حرامه” .

دسته‌ها: آموزشی