خونواده همسر شما بخشی مهم از زندگی اون هستن و همین قضیه باعث می شه بخش مهمی از زندگی شمام باشن. هیچکی ادعا نمی کنه حفظ تعادل بین نیازای خود و بقیه ساده س!، به ویژه نیازای خود و یک خونواده، اما ایجاد هماهنگی در خونواده، هم شدنیه و هم واقعا ارزش سعی رو داره. ایجاد رابطه و بازسازی رابطه های ازدست رفته کار نه چندون آسون اما ارزشمندیه، چون سرمایه گذاریِ امروزِ شما در طول زندگی مشترک تون باقی خواهد موند. در این مقاله چند ایده واسه چگونگی نحوه رابطه با خونواده همسر ارائه می شه.

نحوه رابطه با خونواده همسر با ۱۰ نکته ای که پایه های زندگی تون رو محکم می سازه  آموزشی

 

۱. همراه همسرتون باشین

این قانونِ اصلی ازدواج موفقه. همونجوریکه شوهر فوق العاده من دیشب به یادم آورد، واسه اونکه رابطه ای درست با خونواده همسرتون داشته باشین، باید مسائل رو با هم حل کنین. فراموش نکنین هر دوِ شما درگیر این مسئله اید. هیچوقت همسرتون رو در موقعیتی قرار ندین که مجبور باشه بین شما و اقوامش انتخاب کنه. با این کار اونو در بن بستی بدون راه خروج گیر میندازین. درعوض سعی کنین رابطه همسرتون با بابابزرگ و مادربزرگ، والدین و برادر و خواهرش رو درک کنین و در صورت امکان از اون حمایت کنین. حتی اگه والدین همسرتون بسیار بد باشن، به هرحال پدر و مادر اون هستن.

نحوه رابطه با خونواده همسر با ۱۰ نکته ای که پایه های زندگی تون رو محکم می سازه  آموزشی

۲. حدومرزا رو مشخص کنین

نحوه رابطه با خونواده همسر با ۱۰ نکته ای که پایه های زندگی تون رو محکم می سازه  آموزشی

بچه ها حق ندارن پیش از وعدهای اصلیِ غذایی شکلات بخورند؟ به خونوادها پول قرض نمی دیم؟ با همسرتون مشخص کنین چه چیزایی مهم ان. مثلا، ما به فرزندان مون اجازه میدیم هر زمان هرچیزی خواستن، بخورند، اما اگه بخوان ده تا بستنی پیش از شام بخورند، چه؟ از نظر من مشکلی نداره، به شرط اونکه شام شون رو به اندازه بخورند. اما درباره کارای مدرسه خیلی خیلی حساس هستیم. فکر نمی کنم تا حالا به ذهن بچه ام خطور کرده باشه که نمره ای زیر «بسیار خوب» هم هست. با کمک اعضای خونواده، ارزشای خونواده تون رو مشخص کنین و اونا رو با اقوام همسرتون در بین بذارین: همه ارزشا رو با همه اقوام.

نحوه رابطه با خونواده همسر با ۱۰ نکته ای که پایه های زندگی تون رو محکم می سازه  آموزشی

حالا که صحبت از حدومرز شد، این رو هم بگم: هیچوقت قولی ندین که نتونین عملی اش کنین. کوتاه اومدن در مقابل بقیه به خاطر حفظ آرامش و صلح، به کم مسائل رو حل می کنه، به ویژه اگه خونواده همسرتون پرتوقع باشن.

نحوه رابطه با خونواده همسر با ۱۰ نکته ای که پایه های زندگی تون رو محکم می سازه  آموزشی

گوش دادن رو با جواب دادن اشتباه نگیرید. شما موظف نیستین همه اوامر خونواده همسرتون رو عملی کنین، اما باید به صحبت هاشون گوش fدهید. آدما وقتی حس کنن صحبت شون بدون شنیده شد ن، رد شده، لجباز و یک دنده می شن و واسه شنیده شدن بلندتر فریاد میزنن.

 

 

۳. روی مواضع تون اصرار کنین

مثل نوجوانان، خشک و غیرمنعطف نباشید، اما بر سر مواضع تون محکم بایستید. مثلا اگه نمی خواهید اقوام همسرتون سرزده به خونه تون بیان، رک وراست به اونا بگید ترجیح میدید قبل از اومدن تماس بگیرن و نمی تونین پذیرای مهمون سرزده باشین.

شما و همسرتون قوی تر از چیزی هستین که فکر می کنین. تصمیم گیرنده شمایید. شما حدومرز دیدوبازدید، جشنا، دیدن نوها و بقیه امور رو مشخص می کنین. خودتون رو دست کم نگیرید. اگه نخواهید، هیچکی نمیتونه برنامه اش رو به شما مجبور کنه.

 

 

۴. بی واسطه صحبت کنین

تاحدامکان از شخص سوم واسه رساندن حرف تون استفاده نکنین. از همسرتون نخواهید که با خواهرش درباره کاری صحبت کنه که باعث ناراحتی تون شده؛ خودتون مستقیما صحبت کنین. اگه کسی اذیت تون کرد، هرچه سریع تر بهش بگید. بعضی وقتا مسئله جدیه، اما بعضی وقتا ممکنه سوءتفاهم باشه. خانمی با فردی ازدواج کرد که خونواده اش در آلمان بزرگ شده بودن. هروقت اعضای خونواده به آشپزخانه می رفتند، در رو پشت سرشون می بستند و اون معمولا در سالن تنها می مونه. اون چند سال این وضعیت رو تحمل کرد و آخرسر به خود جرئت داد که از مادرشوهرش بپرسد به چه دلیل درِ آشپزخانه رو می بندد. مادرشوهرش جواب داد: «به چه دلیل؟ واسه حفظ گرما. ما همیشه در آلمان این کار رو می کردیم». پس بستن درِ آشپزخانه هیچ ربطی بهش نداشت! این سوءتفاهم فرهنگی که نه اون خانوم متوجه اش شده بود و نه خونواده شوهرش، باعث ناراحتی چندساله ی اون شده بود.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   به چه دلیل باید قبل از ورزش قهوه بخوریم 

۵. خودتون باشین

شکسپیر چند قرن پیش سخنی گفت که بازم زندهه: «سعی نکن خودت رو تبدیل به فردی کنی که خونواده همسرت می خوان.» مثلا فرض کنین اونا به دنبال خانمی کدبانو باشن و شما وکیل شرکتی بانفوذ باشین: لازم نیس روزهای تعطیل نون برنجی بپزید و خودتون کره بگیرین. درعوض مانیکور کنین و غذای آماده بخرین.

می تونین با کمک خونواده همسرتون شبکه حامیان خود رو افزایش بدین. واسه این کار کافیه با اونا مثل دوستان تون رفتار کنین: به اونا احترام بذارین، دوست شون داشته باشین و به صحبتای شون گوش بدین.

 

 

۵. واقع بین باشین

واقعا واقع بین باشین. همه پدرشوهرا بلد نیستن سینک ظرف شویی رو تعمیر کنن و همه مادرشوهرها هم عاشق پختن کلوچه با نوها نیستن. این کلیشه های ذهنی رو کنار بذارین و برابر واقعیت فکر کنین: از بقیه کاری رو نخواهید که نمی تونن انجامش دهند.

۶. حفظ آرامش رو یاد بگیرین

من معمولا درگیر موقعیتایی میشم که نباید. همیشه هم با عجله تصمیم می گیرم. خوشبختانه شوهرم بسیار مناسب تر از منه. بسیاری اوقات بهترین کاری که می تونین بکنین، هیچ کاری نکردنه. زمان، خیلی از دردها رو دوا می کنه و حق بسیاری رو کف دست شون می ذاره.

۷. در رابطه ها مؤدب باشین

نحوه رابطه با خونواده همسر با ۱۰ نکته ای که پایه های زندگی تون رو محکم می سازه  آموزشی

از توهین و حمله به ویژگیای شخصیتی خونواده همسرتون پرهیز کنین. مثلا پدرزن جک یک بار فرزندش رو «جَوگیر» نامید. جک گفت: «نوک زبونم بود که بگم اون خیلی زورگوه، اما خوشبختانه جلو زبونم رو گرفتم. بااینکه جدّا اون یک زورگوی واقعیه.»

نحوه رابطه با خونواده همسر با ۱۰ نکته ای که پایه های زندگی تون رو محکم می سازه  آموزشی

در شرایط سخت و پیچیده، آدمای سرسخت بی طرف می مونن. حتی اگه درگیری شدیدی رخ داد، اگه ساکت ماندن واسه تون سخته، سعی کنین بازم مؤدبانه رفتار کنین. کشور سوئیس شعار درستی داره: «کسی که خودمون داری می کنه، در امان می مونه.» شما که سخن گوی خونواده نیستین.

 

 

۸. پخته رفتار کنین

پدر و مادرتان باید دوست تون داشته باشن، اما پدر و مادر همسرتون نه حتما. قبول کنین که والدین همسرتون پدر و مادر شما نیستن و نباید اینجور انتظاری از اونا داشته باشین. این نوع رابطه رو «متفاوت» بدونین و نه «بهتر» یا «بدتر». واسه اینکه این رابطه درست پیش برود، از مسائل کوچیک بگذرید و بر سر مسائل اصلی گفتگو کنین.

یاد بگیرین شرایط رو از دریچه ی نگاه خونواده همسرتون ببینین و اگه موافق چیزی نبودین، پخته رفتار کنین. مثلا من از گوشت گوسفند بدم میاد، بهش لب نمی زنم و به کم می پزم. اما مادرشوهرم وقتی واسه شام به خونه شون می رفتیم، گوشت گوسفند می پخت. بعد از چند سال دست و پنجه نرم کردن با گوشت گوسفند، فهمیدم دلیل کارش خوشحال کردن همسرمه که از وقتی ازدواج کردیم، دچار قحطی گوشت گوسفند شده! از اون زمان به بعد قبل از رفتن به اونجا سالاد می خورم تا همسرم بتونه با خیال راحت گوشت بخورد.

۹. مهربون باشین

حتی اگه از شدت خشم مجبورید دندان هاتون رو به هم فشار بدین، مهربانانه سخن بگید. اگه نمی تونین این جور صحبت کنین، ساکت شید و لبخند بزنین.

۱۰ حس شوخ طبعی تون رو حفظ کنین

شوخ طبعی رو فراموش نکنین. دوست عزیزی این داستان رو برایم تعریف کرد: «وقتی بچه اولم رو باردار بودم، پدرشوهرم هدیه ای خاص برایم خرید: یک قبر. از اون پرسیدم به چه دلیل قبر؟ گفت: ممکنه از زایمون جون سالم به درنبری. واسه همین فکر کردم باید آمادگی اش رو داشته باشی.» اگه من بودم، محکم می کوبیدم توی سرش. درعوض دوستم خندید و از اون به خاطر هدیه اش تشکر کرد.

پی نوشت: دوستم و فرزندانش هم حالا سالم ان.

منبع : Familyeducation

 


دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید